دو
خلبان نابینا که هردو عینکهای تیره به چشم داشتند،
در کنار سایر خدمه
پرواز به سمت هواپیما آمدند،
در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در دست
داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت میکرد.
زمانی که دو خلبان وارد
هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد.
اما در کمال تعجب
دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز،
اعلام
مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمر...بندهای خود را ببندند.
در
همین حال، زمزمههای توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه
منتظر
بودند،
یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی
شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به
حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت.
هر لحظه بر ترس مسافران افزوده
میشد چرا که میدیدند هواپیما با سرعت
به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای
باند قرار دارد، میرود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه میداد و
چرخهای آن به لبه دریاچه رسیده بود
که مسافران از ترس شروع به جیغ و
فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه
چیز
آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان
مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری گفت:
باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر
شروع به جیغ زدن میکنن و اون وقت کار همه مون تمومه!
لطف کرده اولین مطلبی که از خواندن این مورد به ذهنتان خطور می کند را بنویسید
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 15:43  توسط پرستو
|
باید و
نبایدهای سه گانه در زندگی
سه چیز
در زندگی پایدار نیستند
رویاها
موفقیت ها
شانس
«»«»««»»««»»««»«»
سه
چیز در
زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند
زمان
گفتار
موقعیت
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
سه چیز ما را نابود می کنند
تکبر
زیاده طلبی
عصبانیت
«»«»«»«»«»«»«»«»
سه چیز انسانها را می سازند
کار سخت
صمیمیت
تعهد
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی
عشق
اعتماد به نفس
دوستان
«»«»«»«»«»«»«»«»«»
سه
چیز در
زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد
آرامش
امید
صداقت
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
تجربه از دیروز
استفاده از امروز
امید به فردا
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
حسرت دیروز
اتلاف امروز
ترس از فردا
=====
همیشه
دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه شریک غم کسی باش ، نه دلیل غم او
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 8:50  توسط پرستو
|
آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت
آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک
کردنش نيستم دعا کنم
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط
دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي،
شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است
آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به
انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت
مي کند
آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را
تماشايي مي کند
آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه
چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم
آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد
آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي
از سوي ما را دارد
آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق
بشويم
آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص
ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار
به او بيشتر بگويم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن،
نگاه را وسعت داد
چارلی چاپلین
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 8:22  توسط پرستو
|
در مهمادنی خدا گرسنگی و تشنگی جایگاهی ندارد ،
لذت بودن در كنار ميزبان
گواراي وجودمان است.
بارالها برای رسیدن به تو باید از خواهشهای نفسانی خویش رها گردیم
و چه خوب كه روزه را برایمان واجب
نمودی تا تمرینی باشد
برای مبارزه ای عظیم با نفس اماره كه بگفتهی رسولت جهاد اكبر
همانا جهاد و جنگ با خواهشهای این نفس سركش است.
یاریمان كن و دستهای بلند شده مان را كه بسویت دراز كرده ایم بگیر
و ما را به سوی خویش رهنما باش
كه ما در این ماه به یاریت نيازمنديم
برای آمدنمان به صراط مستقیم تو...
پيشاپيش حلول ماه رمضان مبارك باد التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 8:44  توسط پرستو
|
هر يك از انسان ها داراي روحي مي باشد
كه از لحظه زندگي با
اوست تا لحظه مرگ،
در زمان مرگ از جسم انسان خارج مي شود و... البته انسانها
در
زمان خواب و استراحت جسمشان روح هم تا
حدودي آزاد مي شود و در نتيجه خوابي كه
مي بينيم
نتيجه آزادي روح ها در آن مقطع زماني محدود است .
اين عرايض براي مطرح
كردن يك سوال است كه اگر نظر خود را
در اين باره دهيد ممنونم.سوال: به نظر
شما روحمان در زمان خواب
نمادي از خود خالصمان است؟ يعني
آينه واقعي ذات خودمان است؟
يعني اگر خواب كسي را ببينيم و مثلا در آن خواب رفتار درست يا
نادرست را از او ببينيم كه وقتي از خواب بلند
شويم و بگوييم
در خواب ايشان انچه انجام داد (چه خوب يا بد) دور از انتظار
بود
و واقعا خواب بود ؟آيا مي توان گفت ان رفتار
در خواب
خود واقعي آن شخص را نشان مي دهد؟
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 8:17  توسط پرستو
|